محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
260
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
كه [ هيكسوسيان نيز همچون ] « 1 » عبرانيان الاغ را گرامى مىداشتهاند و مىپرستيدهاند . « 2 » اينها همهء نشانهها و دليلهاى كسانى است كه مىكوشند يهوديان و هيكسوسيان را با هم پيوند دهند . و ما پيش از بررسى اين ديدگاه ، اين يادآورى را بجا مىدانيم كه گزارش يوسف بن متى ، مورخ يهودى و پيروان او از « مانيتو » پيش از به دست آمدن اصل كتاب مانيتو ، گزارشى چندان قابل اعتماد و پذيرفتنى نيست ؛ چرا كه اصل كتاب او در آتشسوزى اسكندريه به سال 48 پيش از ميلاد سوخته و از ميان رفته است و آنچه از كتاب او به ما رسيده ، چه بسا چيزى بيش از بريدهها يا گزيدههايى كوتاه شده نباشد . افزون بر اين كه هنوز هيچ دليل تاريخى بر درستى گزارشهاى يوسف بن متى و ديگران از مانيتو در دست نداريم ؛ از سوى ديگر همين گزارش يوسف بن متى يهودى كه يهوديان همان هيكسوسياناند و آن را به گفتهء خودش از مانيتو گرفته است ، آشكارا ناسازگار است با گزارش ديگر خود او - كه پيشتر آوردهايم - كه بيرون رفتن يهوديان از مصر ، خواستهء مصريان بود ؛ چه ، مىترسيدند اگر يهوديان بيرون نروند ، و با و بيماريهاى گسترش يافته در ميان آنان ، اينان را نيز فراگيرد . از سوى ديگر ، يوسف بن متى ، خود ديدگاه مانيتو را دربارهء واژهء « هيكسوس » نمىپذيرد : مانيتو بر اين است كه اين واژه به معنى « پادشاهان چوپان » است ، و فراهم آمده از دو بخش « هيك » كه در زبان مقدس به معنى پادشاه است و « سوس » كه در زبان عاميانه به معنى چوپان است . يوسف يهودى اين ديدگاه را نمىپذيرد و ديدگاه ديگرى را برمىگزيند كه اين واژه را به معنى « اسيران چوپان » مىداند ، و فراهم آمده از « هيك » به معنى اسير و « سوس » به معنى چوپان ، او اين ديدگاه را برمىگزيند ، چرا كه به گمان او ريشههاى گزارشهاى تورات ، دربارهء آمدن اسرائيليان به مصر و سپس بيرون رفتنشان از آنجا ، به چيرگى هيكسوسيان بر مصر و سپس بيرون راندنشان از آنجا باز مىگردد . در حالى كه به گفتهء « سرآلن گاردنر » - كه در زبان كهن مصرى سخنش حجت است - ، با اين كه ديدگاههاى ياد شده دربارهء ساختار و ريشهء واژهء هيكسوس ، بنيادهايى لغوى و اشتقاقى دارند ، اما درست نيستند ، و درست اين است كه واژهء « هيكسوس » ، بىگمان برآمده از واژهء « حقا خست » ( حيق خاس : امير شهر كوهستانى بيگانه )
--> ( 1 ) . اين عبارت در ترجمه افزوده شد ؛ چه ، ساختار و عبارت متن ، كه در اينجا گويا افتادگى و اضطراب دارد ، به گونهاى است كه خواستار چنين افزودهاى است ( مترجم ) . ( 2 ) . پ . لبيب ، لمحات من الدراسات المصرية القديمة ، قاهره ، 1947 م ، 41 - 45 ، نيز : Labib , op - cit , p . 25 .